اخبار شیراز

  • شیرازتایم - قهرمان در زمان های نامشخص فیلم جدید اصغر فرهادی را ببینید

    قهرمان در زمان های نامشخص فیلم جدید اصغر فرهادی را ببینید
    20 روز و 20 ساعت قبل

    شیراز- «قهرمان» عنوان جدیدترین اثر اصغر فرهادی فیلمساز توانا و پرافتخار سینمای ایران و جذابیتی خاص است.

    داستان در قلب جامعه امروز و امروز اتفاق می افتد. حال و هوای کنونی شیراز که مانند دیگر شهرهای بزرگ دچار روزمرگی، صنعتی شدن، رنگ آمیزی و ظرافت دنیایی به ظاهر مدرن است. «رحیم» جوانی صاف، ساده و باصفا است که از بدبختی ورشکست شده است و خود بهرام نقش محسن تنبندا را به «بهرام» سابق مدیون اوست تا جایی که بهرام مجبور شد جهیزیه جوانی اش را بفروشد. دختر نازنین برای جبران مایحتاجی که رحیم به او تحمیل کرده بود.

    در واقع داستان اصلی بی رنگ حول این محور و تمام تلاش رحیم و اطرافیانش برای پرداخت بدهی خود به بهرام می چرخد. از زندان آزاد شدند. در این میان، در ادامه، با یک سری رنگ‌ها و چالش‌های جالب دیگر روبرو خواهیم شد. در روزگاری که صداقت جای خود را به نفاق داد و پاکی جای خود را به هر گونه ناپاکی و فداکاری به خودپسندی کشیده شد، رحیم نماد صداقت و پاکی و ایثار شد.

    انسانی که با وجود بدهی‌های مالی و تحمل، به عقاید و آرمان‌های بی‌تأثیر خود پایبند است و نه اینکه خود و پسر لکنت زبانش را که با خانواده عمه‌اش زندگی می‌کند تا حدی تضعیف کند. درگیری فیزیکی با مدیر فرهنگی زندان که گویا قصد دارد از خانواده اش استفاده ابزاری کند و او با آگاهی کامل از عواقب این درگیری جلو می رود. رحیم با لبخندی ملایم بر لب و چشمانی غمگین از تلخی روزگار، در واقع نماینده جامعه سنتی ماست که در دنیای خود جایی برای دروغ و ریا از اعراب ندارد. از تسلیم چون هیچکس حرف ناب آنها را نمی فهمد و با بیشتر جامعه امروزی غریبه اند.

    همانطور که رئیس خیریه به طور واضح به ترتیب می گوید: "ما نمی فهمیم." زیرا در چنین جامعه ای معمولاً چیزها را به گونه ای دیگر دید و هضم کرد. چون غبار ساختگی بازی به قدری غلیظ شده که اثری از حقیقت و خوبی نیست. شخصیت رحیم در سکانس های مربوط به بازار بهرام شکل یک شخصیت موزیکال را به خود می گیرد. مثلاً وقتی چهره رحیم را می بینید، سنتور و دیگر سازهای سنتی نواخته می شود که به نوعی تقابل سنت و مدرنیته را تداعی می کند و این نکته اصلی داستان فیلم است، اما این تضاد با مقایسه حرفه آن ها تنوع بیشتری پیدا می کند. . دو شخصیت یکی نقاش و خوشنویس و دیگری تایپوگرافی، طراحی و امور کامپیوتر. بحث بر سر سادگی سنت و پیچیدگی های مدرنیته. در پایان فیلم همچنان پایان باز فرهادی را می بینیم که به نظر من مفهوم انتظار را بیان می کند. در انتظار آینده ای همیشه مبهم تر. انتظار برای فردا ممکن است بهتر، روشن تر و شاید حتی تاریک تر باشد. در نهایت در مورد «قهرمان» باید گفت که از فیلمنامه ای قوی و جدا تشکیل شده بود که با برقراری ارتباط عاطفی مناسب بازیگران با نقش هایشان، باعث اعتبار شخصیت ها برای خود و مخاطب و جهت گیری خوب آن استفاده درخشان از غیربازیگر سیاوش در کنار استفاده صحیح از بازیگران بومی و نام استان فارس از دیگر نقاط عطف این نمایش است. و در نهایت شخصیت اصلی داستان که در واقع یک قهرمان است، اما قهرمان به معنای دانستن نیست، گاهی او را درمانده می بینیم، حتی عنان لحظه ای از کوره در می رود و به دلیل نبود شواهد موثق، او نمی تواند آنطور که باید از بی گناهی خود دفاع کند. با این حال، او مورد تحسین عموم قرار گرفت. قهرمان داستان فرهادی اگرچه بسیار ساده و ساده لوح به نظر می‌رسد، اما با اقتدار پای ارزش‌ها و باورهای خود می‌ایستد و تحت هیچ شرایطی پا پس نمی‌کشد و تاوانش را می‌دهد، حتی اگر زیاد باشد، حتی اگر زندان باشد. تنها در قفس حرف آخر این است که «قهرمان» فرهادی تأثیری گرانبها بر بحران عینی سینمای امروز ایران است که می توان بارها و بارها با لذت تماشا کرد. در حالی که نباید از درخشش امیرالجدیدی و دیگر هنرمندان در این اثر به سادگی گذشت...

    * نوشته محمد علیپور، فعال رسانه ای





خبرهای دیگر از شیراز